حسين بن حسن خوارزمي

807

شرح فصوص الحكم

لا جرم مصلى رتبت خود را از اينجا مىداند كه حق را بدين رؤيت عيانيه در اين صلات مىبيند يا نى . پس اگر نبيند بارى عبادت بطريق ايمان و إحسان كند كه گوئيا مىبيند ، و دوست را در حالت مناجات در قبلهء خود داند و إلقاء سمع كند آن چه از حق بر وى وارد شده و نازل مىشود از واردات روحانيه و معانى غيبيه . و اگر شهود عيانى دست ندهد از معرفت ايقانى او ذاهل نباشد و از غايت شوق به لسان ذوق گويد ، بيت : از زخمهء يار در كنارش چو رباب گويا و از او بىخبرم در همه باب بر پشت شتر سوار و گم كرده شتر در بحر زلال غرق و جويندهء آب فإن كان إماما لعالمه الخاص به و للملائكة المصلين معه - فإن كل مصلّ فهو إمام بلا شك ، فإن الملائكة تصلى خلف العبد إذا صلى وحده كما ورد في الخبر - فقد حصل له رتبة الرسل في الصلاة . پس اگر امام باشد عالمى را كه به دو اختصاص دارد يعنى اناسى را و ملايكه را ، با او نماز مىگزارند زيرا كه هر مصلى امام است از براى آن كه اگر بنده تنها نماز گزارد ملايكه اقتداى او مىكنند . چنان كه در خبر صحيح آمده است : اين امام را حاصل مىشود رتبهء رسول در صلات چه امامت مردم مرتبه [ اى ] است از مراتب رسول - عليه السّلام - و چون امامت قيام به حقوق عباد است و آن از جمله شئون حق است ، پس شيخ فرمود : و هي النيابة عن الله . إذ قال سمع الله لمن حمده ، فيخبر نفسه و من خلفه بأن الله قد سمعه . و اين امامت نيابت است از حق . و هر گاه كه امام « سمع الله لمن حمده » گويد و اخبار كند نفس خود را و هر كه را مقتدى اوست كه حق تعالى قبول مىكند حمد حامدان را ، و اجابت مىكند مناجات مناجيان را ، و از سر مشاهده خود از اين معنى اعلام كند . فتقول الملائكة و الحاضرون ربنا و لك الحمد . فإن الله قال على لسان عبده سمع الله لمن حمده . فانظر علو رتبة الصلاة و إلى أين تنتهي بصاحبها . فمن لم يحصّل درجة الرؤية في الصلاة فما بلغ غايتها و لا كان له فيها قرة عين ، لأنه لم ير من يناجيه . پس [ 338 - پ ] ملايكه و ساير حضار به مناجات رب مىگرايند و زبان به